X
تبلیغات
همیشه هرکجا که باشی،کنارتم......

همیشه هرکجا که باشی،کنارتم......

موضوع آزاد

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ همیشه هرکجا که باشی،کنارتم...... خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

خیلیییییییییییی خوش آمدید

[ یکشنبه هشتم مرداد 1391 ] [ 0:24 ] [ سارا ]

[ ]

سلاااااااااااام.خوبید؟

من این وبلاگ رو برای سرگرمی شما گذاشتم.امیدوارم خوشتون بیاد

من اینجا بیشتر شعر و داستان میذارم.

این پست ثابت هست

برای خوندن پست های دیگه برید پایین

برای کپی کردن داستان ها مشکلی ندارم که بدون ذکر منبع کپی کنید

کپی آزاد هست...

مرسی

بای

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 19:28 ] [ سارا ]

[ ]

اگر غرور نبود؛

چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند،

و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان،

جستجو نمی کردیم.

[ شنبه نوزدهم بهمن 1392 ] [ 19:40 ] [ سارا ]

[ ]


در صدا کردن نام تو

یک کجایی ؟ پنهان است

یک کاش میبـــودی

یک کاش باشـــی

یک کاش نمیـــــرفتی

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 11:32 ] [ سارا ]

[ ]

سلام دوستای گلم

شرمنده که ی مدتی ناپدید شده بودم

به خاطره ی سری از مشکلات نمیتونستم بیام نت

از تمام کسانی که تو این مدت نظر گذاشتن ممنونم

کسایی که گفتن پست گذاشتن شرمنده نتونستم سر بزنم انشاالله از این به بعد میام

کسایی که برای پرسپولیس ارزوی باخت کردن باید بهشون بگم این ارزورو باید به گور ببرن

شقایق...شهرزاد جون...اقا محمدجواد....اسکارلت....از نظرای زیباتون ممنونم

فعلا بدرود

[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 11:23 ] [ سارا ]

[ ]

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.

زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود».

آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»

[ سه شنبه یازدهم تیر 1392 ] [ 15:9 ] [ سارا ]

[ ]

مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه‏ های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد. بلأخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت:...



ادامه مطلب


ادامه مطلب

[ سه شنبه یازدهم تیر 1392 ] [ 15:5 ] [ سارا ]

[ ]

سلام دوستای خوبم


خواستم ازتون ی عذرخواهی بکنم


من الان مسافرتم چون سرعتم پایینه فقط پست میذارم 

و به نظراتون جواب میدم


دوستانی که بهم میگن آپن ازتون معذرت میخوام که 


نمیتونم بهتون سر بزنم و از پستهای قشنگتون استفاده 

کنم


وقتی برگشتم تهران بهتون سر میزنم



بازم ببخشید



بدرود

[ دوشنبه دهم تیر 1392 ] [ 15:21 ] [ سارا ]

[ ]

«ماهی‌ها رو بذار توی ظرف و ببر سر میز. اون ماهی که بیشتر سرخ شده رو بذار

 واسه خودت! اگر

 خواستی یکی دیگه هم بهت میدم. اون زیتون‌ها رو هم ببر. راستی خرما یادت نره،

 می‌گن بعد از

 ماهی باید خرما خورد. سبزی پلو رو بریز توی اون دیس بلوره.»

زهرا، سرخوش، نان‌های بیات شده‌ را که شبیه ماهی بریده بودمشان، توی ظرف پلاستیکی قرمز 

رنگ

 چید و گذاشت توی سفره و سریع برگشت و گفت:« آبجی، حالا زیتون‌ها رو بده.»چشمهایش برق

 می‌زد دیگر حواسش به بوی ماهی خانه‌ی همسایه نبود.


[ دوشنبه دهم تیر 1392 ] [ 15:4 ] [ سارا ]

[ ]

من عاشقـ ـــ اون دیالوگـ ــم که پدر ژپتـ ـــو به پینوکیـ ــو میگفـــ ـت :

_ عزیــــزم چوبیــــ بمـ ــان ...... دنیـــ ـای آدمـــا سنگیســ ــت ....

[ شنبه هشتم تیر 1392 ] [ 16:52 ] [ سارا ]

[ ]

امروز كه از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم: زندگی چه می گوید؟ 
جواب را در اتاقم پیدا كردم، 
سقف گفت: اهداف بلند داشته باش! 
پنجره گفت: دنیا را بنگر! 
ساعت گفت: هر ثانیه با ارزش است! 
آینه گفت: قبل از هر كاری به بازتاب آن بیاندیش! 
تقویم گفت: به روز باش! 
در گفت: در راه هدف هایت سختی ها را هُل بده و كنار بزن! 
زمین گفت: با فروتنی نیایش كن! 
و در آخر، تخت خواب گفت: ولش کن بابا، بگیر بخواب

[ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 ] [ 20:9 ] [ سارا ]

[ ]


من و تــــــــو 
برای رسیدن به هم 
هیچ چیز کم نداریم به غیر از یک معجزه ...!!!

[ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392 ] [ 19:32 ] [ سارا ]

[ ]

تو را به کیــــــــنه چـــه دینی است؟کاش می آمد کسی،

که دین جهان را،به عـــــشق ادا می کرد

عصا کـــه مار شد،اعجاز بود

کاش اما کسی به معجزه ای،مار را عصا می کرد

[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 21:52 ] [ سارا ]

[ ]

عشق آمد و زانو زد،پس چیدت و بر مُو زد

آری تو که گل باشی،گل خوار نخواهد شد

وقتی تو هوادری از باغ کنی،دیگر سرخورده ترین بیدش،هم دار نخواهد شد

[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 21:47 ] [ سارا ]

[ ]

چه پیک لایق پیغمبری به سوی شماست؟

شما که قاصد صد شانه بر سرید از من

برای تان چه بگویم زیاده؟بانوی من!

شما که با غم من،آشناترید از من

[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 21:39 ] [ سارا ]

[ ]

گاه می اندیشم...

چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم

همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران

وخدایی که زلال تر از باران است

[ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 ] [ 17:1 ] [ سارا ]

[ ]

سلام

مــــــــــــن اومدم

چطوووورین؟

بعد از یک ماه تونستم بیااااام

ای لعنت بر ذاتشون

نمیذارن ی نفس بکشیم

چهارشنبه کارنامه میدن

آخه نامردا این رسمشه؟

والا چــــــــــی بگم؟

نمیفهمن دیگه

من که میدونم ی روز خدا جواب این کارشونو میده

خخخخخخخخخخخخخخخخ

حالا الان براتون چندتا پست میذاااارممم

فعلا بوس بوس

بـــــــــــــای

[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ 10:3 ] [ سارا ]

[ ]

به ما آموختن به جای واق واق سگ


 بگوییم پارس که نام سرزمینمان


 است...

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 11:4 ] [ سارا ]

[ ]

پدرم گفت :

مردم ۲ نوع هستند

بخشنده و گیرنده

گیرنده ها بهتر میخورند

اما بخشندگان بهتر میخوابند 

[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 15:14 ] [ سارا ]

[ ]

برآنچه گذشت


 آنچه شکست


 آنچه نشد


 آنچه ریخت


 حسرت نخور 


 زندگی اگر آسان بود


 با گریه آغاز نمیشد…

[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 15:9 ] [ سارا ]

[ ]

بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی

دلت بگیره ولی دلگیری نکنی

شاکی بشی ولی شکایت نکنی



گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن 

خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیر
ی

خیلی حرفارو بشنوی ولی نشنیده بگیری
 
خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی

[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:53 ] [ سارا ]

[ ]

هیچ وقت سه چیز رو مسخره نکن




۱- قیافه یک انسان


۲- ملیت یک انسان


۳- اسم یک انسان




چون هیچ کدوم تقصیر خودشون نبوده..!

[ دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:50 ] [ سارا ]

[ ]

خدایا هیچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن که به هر بی‌ لیاقتی بگه


 ” عشقم...”

[ دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 ] [ 18:48 ] [ سارا ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه